تبلیغات
 THE EVERLASTING COUNTRY - داستان من قسمت سوم نویسنده قاسم
   قسمت سوم   انتقام ترانسمانی ها
آپار بعد از آن شکست فجیع به فکر جمع کردن سپاهی برای مقابله ی رو به رو با آلکاپترا افتاد.او برای این کار مالیات بسیار شدیدی از مردمش میگرفت و بیشتر مردمش بخاطر وضعیت بد کشورشان به هائیش نقل مکان کردند.جمعیت در هائیش بالا رفته بود به طوری که روستاها به شهر تبدیل شدند و وضعیت هائیش روز به روز بهتر میشد.آپار بعد از چندین سال توانست ارتشی عظیم و قدرتمند فراهم کند ولی او از اینکه به آلکاپترا حمله کند میترسید زیرا از شکست دوباره لشکرش هراس داشت،به همین دلیل به سمت کشورهای قدرتمند رفت و از آن ها در خواست کمک کرد.نژینو پادشاه ژونیرا و سایروم پادشاه اوانتا قبول کردند ولی ترانوم پادشاه زن بزرگترین کشور(تراشن)قبول نکرد.او به نجیب بودن و دوستدار مردم بودن شهرت داشت.او از ارتشش همیشه برای دفاع از مردم استفاده میکرد و این بار هم با دیدن این وضع به کمک آلکاپترا شتافت. آلکاپترا از این اقدام ترانوم بسیار سپاس گذاری کرد و از اینکه ترانسمان،ژونیرا و اوانتا می خواهند به او حمله کنند بسیار ناراحت شد.آلکاپترا با دیدن این وضع به فکر جاسوسی دشمنان افتاد و ...        (تا قسمت بعد)



طبقه بندی: داستان،
تاریخ : پنجشنبه 1 فروردین 1392 | 18:08 | نویسنده : GHASEM ADO | نظرات

  • paper | ویندوز سون | آنکولوژی

  • کد لوگو حمایت از کشور ایران