تبلیغات
 THE EVERLASTING COUNTRY - IRANIAN JUGGERNAUTS

سعید:نقشه عوض شد برین روی سقف کابین اجلاس.

کاظم:راه پله اونجاست.پرهام بیا دنبالم

هادی:سعید کابین کجاست؟

سعید:بپیچ راست بعد مستقیم برو تا به درش برسی

کاظم:بالا امنه کسی نیست.پرهام بیا بالا

هادی:داریم میرسیم

(صدای بلند انفجار)

ایمان:چی شده؟

سعید:بچه ها خبر بد!مثل اینکه یه پهباد داره داخل منطقه شما میچرخه.خیلی زود باید از کشتی پیاده بشید

کاظم:پرهام نیست پرهام نیست

سعید:علامتش روی نقشه نیست

هادی:ایمان تو گروگان ها رو ببر من میرم دنبال پرهام

20دقیقه بعد

هادی:پرهام اینجاس اون اینجاس

محمدرضا:وقت نداریم!هادی تو کجایی؟

هادی:بقیه رو جمع کن برو.فکر نکنم بهت برسیم.ما با قایق میایم

محمدرضا:فکرشو نکن تا آخر با همیم

هادی:برو وَگَرنه اون پهباد تو رو میزنه

سعید:محمدرضا زود برو اون داره روی تو قفل میکنه

محمدرضا:چطوری پس چتر فضایی چی؟

سعید:جهت اطلاع عرض میکنم اینجا روسیه است ولی روسیه چتر فضایی نداره

محمدرضا:پس هادی و پرهام چی؟

سعید:من راهنمایی شون میکنم با قایق بیان

هادی:سعید،پرهام بد جوری صدمه دیده!زودتر بگو قایقا کجااَن؟

سعید:ببینم بلدی با بالگرد کار کنی؟

هادی:کم و بیش!چطور؟

سعید:اینجا قایق نداره فقط بالگرد داره

هادی:بگو کجاست؟زود زود

سعید:برو روی عرشه بعد یک کانتینرِ خیلی بزرگ پیدا کن که قرمز رنگه و درش بازه

42 دقیقه بعد... در کانتینر

هادی:من با این کانتینر بلد نیستم کارکنم

سعید:بشین روی صندلی بعد دستهِ قرمز بالا سرت رو بده جلو.حالا دکمهِ سبز رو فشار بده

هادی:خب حالا چی؟

سعید:حالا دکمهِ خاکستری رو فشار بده تا سقف کانتینر باز بشه

هادی:داره باز میشه.من میرم پرهامو ببرم داخل هلیکوپتر

سعید:مراقب باش پهباد هنوز همون طرف هایِ

چند دقیقه بعد در بالگرد

هادی:پرهام محکم بشین داریم میریم

پرهام(باسختی صحبت میکند):این بالگرد چه قدر سوخت داره؟

هادی:اونقدر هست که ما رو به یک نقطهِ امن برسونه

سعید:حدوداٌ اول ارمنستان

هادی:پس میریم که ببینیم           ادامه دارد




طبقه بندی: داستان،
تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | 10:20 | نویسنده : GHASEM ADO | نظرات

  • paper | ویندوز سون | آنکولوژی

  • کد لوگو حمایت از کشور ایران