تبلیغات
 THE EVERLASTING COUNTRY - دیگر تیر نداریم...

میگوند همه ما باید از چند مرحله بگذریم تا ولایت الهی برسیم-1-قوم حضرت موسی:

وقتی قوم موسی از دریای سرخ رد شدند درمرحله اول(اقتصادی)خداوند به موسی گفت توبا قومت به سرزمین موعود برو تا مردمت در آسایش باشند.موسی این مطلب را به مردم گفت ولی چون آن ها در بیابان قرار داشتند خداوند به آن ها از آسمان بلدرچین بریان فرستاد و بعد موسی به یکی از آنان گفت:آن سنگ را بیاور بعد موسی عصایش را به سنگ زد و از آن آب بیرون آمد.خدا نعمت های فراوانی به آنان داد ولی آن ها قدر ندانستند و گفتند:نمیشود که ششصد هزارنفر هر روز این ها رابخورند ما چیزهای دیگری هم میخواهیم وموسی در جواب گفت:در سرزمین موعود همه چیز هست پس بیایید ولی مردم شورش کردند و گفتند:ما دیگر با تونمیایم رو که بر گر داندند ودیدند هیچ نیست گفتند:ما اشتباه کردیم وموسی گفت:البته بدون نعمت های خدا.آن ها به راه خود ادامه دادند ولی موسی برای مر حله دوم(جهاد)به آنان گفت:از سرزمین موعود کسانی محافظت میکنند که برای رسیدن به آن سرزمین باید آن ها را شسکت دهید مردم که سر وصدایشان بلند شده بود گفتند:دیگر چه اگر راست میگویید خودت وخدایت به جنگ آن ها برو خداوند از آن به بعد خدا موسی را از آن ها گرفت و آن ها را بااعمال زشتشان تنها گذاشت.

2-قوم حضرت داوود:

قوم داوود دو مرحله اول راموفق گذرانده بود که بعد از چندی مردم گفتند:داوود ما برای دینمان خون داده ایم چرا ما را به سرزمین موعود نمی بری؟داوود گفت هنوز دو مرحله مانده است.قوم دا وود گفتند ما قبول میکنیم.(آغاز مر حه حکمیت)از آن روز به بعد تمام محکه ها(دادگاه ها)جمع گردیده و همه را حضرت داوود به خود به تنهایی انجام داد.

چوپانی به پیش حضرت داوود رفت وگفت:یکی از گوسفندانم را دزد برده است.حضرت داوود گفت:1-دزد فلان کسی است 2-گوسفند در فلان جا هنوز سالم است 3-حکم دزد فلان است 4- خود تو(چوپان)هفته قبل کسی را کشتی 5- خسارت آن خانواده بیوه این است6-حکمت اعدام است 7-ارثیه خوانواده ات این طور تقسیم میشود8-فردا صبح حکمت انجام میشود. بعد حضرت داوود گفت: آیا قبول میکنی؟ چوپان گفت خیر.هر کسی می آمد حکمش را قبول نمی کرد.وداستان قوم حضرت داوود در اینجا به پایان میرسد.

ما در این قسمت بهبه داستان های حضرت محمد (ص)و امامان نمی پردازیم.

3- ایرانیان

مر حله اول اقتصادی: همان طور که اطلاع دارید ما در حال حاضر در تحریم اقتصادی قرار داریم که این مرحله اول است

مر حله دوم جهاد: روایتی از جنگ تحمیلی هست که می گوید:

گروهی داشت از مرز دفاع میکرد که آن که مدام با بیسیم می گفتند:دیگر آر پی جی نداریم و تانک ها را نمیشود با تیر از پا در آ ورد میگفتند: عراقی ها نیروی بیشتری دارند میگفتد:فرمانده افتاد میگفتند:وارد سنگر شدند ودر آخر گفتند:              دیگرتیر نداریم باسنگ آن ها را میزنیم.

با اینکه مرحله بعد نیامده چه خوب است هر حکمی دادند قبول کنیم.

امام صادق فرموده اند:وال... وال...وال... هم اهل قم(منظور ایشان یاران امام زمان به خدا به خدا به خدا همه از ایرانیانند)


تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1391 | 08:54 | نویسنده : GHASEM ADO | نظرات

  • paper | ویندوز سون | آنکولوژی

  • کد لوگو حمایت از کشور ایران